سیگنال دیاموند
حدود 36 روز پیش، زمانی که فضای رسانهای پر شده بود از خ | اخبار بازار
حدود 36 روز پیش، زمانی که فضای رسانهای پر شده بود از خبر آتشبس و احتمال کاهش تنش میان ایران و آمریکا، دونالد ترامپ با اعتمادبهنفس گفت: «آنها با همه چیز موافقت کردند، باورتان میشود؟ همه چیز!»....
همان شب خیلیها تصور کردند پرونده تنشها بسته شده و بازار قرار است وارد یک دوره آرامش بلندمدت شود. نتیجه چه شد، تتر از محدوده 157.000 هزار تومان تا حوالی 147.000 هزار تومان سقوط کرد و عده زیادی با ترس، داراییهایشان را فروختند....
اما کمتر از چند هفته بعد، تتر خودش را تا محدوده 193.000 هزار تومان رساند و دوباره همان کسانی که در کف فروخته بودند، مجبور شدند در سقف دنبال خرید بدوند.
این دقیقاً ذات بازار ایران در شرایط بحران و نااطمینانی است؛
بازاری که بیشتر از آنکه با منطق کوتاهمدت حرکت کند، با ترس، هیجان و جنگ روایتها جلو میرود. هر چند وقت یکبار یک خبر از مذاکره میآید، بعد یک توییت، بعد یک تهدید، بعد چند خبر از توافق، بعد دوباره تنش… و این چرخه بارها تکرار میشود.
کسانی که تجربه چند سال اخیر را دارند، خوب میدانند که بازار ایران بارها همین مسیر را رفته است.
در چنین فضایی، مسئله اصلی دیگر نوسانگیری نیست؛ مسئله اصلی «بقا»ست. شما الان در شرایط عادی اقتصادی زندگی نمیکنید که بخواهید هر روز با یک خبر خرید و فروش کنید. اینجا هر توییت، هر خبرگزاری و هر شایعه میتواند ظرف چند ساعت بازار را 10 تا 20 درصد جابهجا کند. یک روز خبر توافق میآید و دلار 15 هزار تومان میریزد، روز بعد یک مقام آمریکایی یا اسرائیلی حرف تازهای میزند و همه چیز برمیگردد. برای همین بارها گفتم در این شرایط، مردم نباید خودشان را تبدیل به دلال و نوسانگیر کنند. چون بازار دقیقاً از احساسات مردم عادی تغذیه میکند. وقتی همه میترسند، بازار از آنها ارزان میخرد؛ وقتی همه طمع میکنند، بازار به آنها گران میفروشد. این بازی سالهاست در اقتصاد ایران و حتی جهان تکرار میشود.
واقعیت تلخ این است که در چنین دورههایی معمولاً حدود 90% مردم بازنده میشوند، شاید فقط 1% بتوانند سودهای بزرگ بگیرند و حدود 9% هم صرفاً موفق میشوند سرمایه و قدرت خریدشان را حفظ کنند. اما نکته مهم اینجاست که لزوماً لازم نیست جزو آن 1% باشید؛ همین که جزو آن 90 درصدی که سرمایهشان نابود میشود نباشید، خودش یک موفقیت بزرگ است.
الان مهمترین مسئله، حفظ آرامش و حفظ سرمایه است. نه اینکه هر روز با یک خبر از الحدث، آکسیوس، العربیه یا توییت جدید ترامپ تصمیم احساسی بگیرید. این اخبار بخشی از همان فضای فرسایشی و جنگ روانی بازارند. امروز ممکن است دلار روی 160 هزار تومان باشد و با یک خبر تا 130 هزار تومان بریزد؛ فردا همان دلار شاید با یک تنش جدید تا 250 هزار تومان رشد کند. اما کسی که اسیر هیجان میشود، معمولاً دقیقاً در بدترین نقطه تصمیم میگیرد.
مسیر مذاکرات را هم بارها توضیح دادم؛ حتی اگر توافقی شکل بگیرد، فعلاً بیشتر حول مدیریت تنش، موضوع تنگه هرمز و ادامه مذاکرات خواهد بود، نه یک توافق جامع و نهایی که اندهم در بلندمدت توانایی کاهش قیمت هارا داراست؛
یعنی بازار هنوز وارد فاز ثبات قطعی نشده و این نوسانات ادامهدار خواهد بود. برای همین باید یاد بگیریم بهجای واکنش هیجانی، سناریوها را مدیریت کنیم. این روزها میگذرد، همانطور که همه بحرانهای قبلی گذشت. اما در پایان این مسیر، کسانی میمانند که اجازه ندادند ترس و هیجان، تصمیمات مالیشان را کنترل کند!
نه نوسانگیر باشید، نه اجازه بدید بازار نوسان شما رو بگیره. فقط آرام، منطقی و با برنامه حرکت کنید؛
@diamond_public
همان شب خیلیها تصور کردند پرونده تنشها بسته شده و بازار قرار است وارد یک دوره آرامش بلندمدت شود. نتیجه چه شد، تتر از محدوده 157.000 هزار تومان تا حوالی 147.000 هزار تومان سقوط کرد و عده زیادی با ترس، داراییهایشان را فروختند....
اما کمتر از چند هفته بعد، تتر خودش را تا محدوده 193.000 هزار تومان رساند و دوباره همان کسانی که در کف فروخته بودند، مجبور شدند در سقف دنبال خرید بدوند.
این دقیقاً ذات بازار ایران در شرایط بحران و نااطمینانی است؛
بازاری که بیشتر از آنکه با منطق کوتاهمدت حرکت کند، با ترس، هیجان و جنگ روایتها جلو میرود. هر چند وقت یکبار یک خبر از مذاکره میآید، بعد یک توییت، بعد یک تهدید، بعد چند خبر از توافق، بعد دوباره تنش… و این چرخه بارها تکرار میشود.
کسانی که تجربه چند سال اخیر را دارند، خوب میدانند که بازار ایران بارها همین مسیر را رفته است.
در چنین فضایی، مسئله اصلی دیگر نوسانگیری نیست؛ مسئله اصلی «بقا»ست. شما الان در شرایط عادی اقتصادی زندگی نمیکنید که بخواهید هر روز با یک خبر خرید و فروش کنید. اینجا هر توییت، هر خبرگزاری و هر شایعه میتواند ظرف چند ساعت بازار را 10 تا 20 درصد جابهجا کند. یک روز خبر توافق میآید و دلار 15 هزار تومان میریزد، روز بعد یک مقام آمریکایی یا اسرائیلی حرف تازهای میزند و همه چیز برمیگردد. برای همین بارها گفتم در این شرایط، مردم نباید خودشان را تبدیل به دلال و نوسانگیر کنند. چون بازار دقیقاً از احساسات مردم عادی تغذیه میکند. وقتی همه میترسند، بازار از آنها ارزان میخرد؛ وقتی همه طمع میکنند، بازار به آنها گران میفروشد. این بازی سالهاست در اقتصاد ایران و حتی جهان تکرار میشود.
واقعیت تلخ این است که در چنین دورههایی معمولاً حدود 90% مردم بازنده میشوند، شاید فقط 1% بتوانند سودهای بزرگ بگیرند و حدود 9% هم صرفاً موفق میشوند سرمایه و قدرت خریدشان را حفظ کنند. اما نکته مهم اینجاست که لزوماً لازم نیست جزو آن 1% باشید؛ همین که جزو آن 90 درصدی که سرمایهشان نابود میشود نباشید، خودش یک موفقیت بزرگ است.
الان مهمترین مسئله، حفظ آرامش و حفظ سرمایه است. نه اینکه هر روز با یک خبر از الحدث، آکسیوس، العربیه یا توییت جدید ترامپ تصمیم احساسی بگیرید. این اخبار بخشی از همان فضای فرسایشی و جنگ روانی بازارند. امروز ممکن است دلار روی 160 هزار تومان باشد و با یک خبر تا 130 هزار تومان بریزد؛ فردا همان دلار شاید با یک تنش جدید تا 250 هزار تومان رشد کند. اما کسی که اسیر هیجان میشود، معمولاً دقیقاً در بدترین نقطه تصمیم میگیرد.
مسیر مذاکرات را هم بارها توضیح دادم؛ حتی اگر توافقی شکل بگیرد، فعلاً بیشتر حول مدیریت تنش، موضوع تنگه هرمز و ادامه مذاکرات خواهد بود، نه یک توافق جامع و نهایی که اندهم در بلندمدت توانایی کاهش قیمت هارا داراست؛
یعنی بازار هنوز وارد فاز ثبات قطعی نشده و این نوسانات ادامهدار خواهد بود. برای همین باید یاد بگیریم بهجای واکنش هیجانی، سناریوها را مدیریت کنیم. این روزها میگذرد، همانطور که همه بحرانهای قبلی گذشت. اما در پایان این مسیر، کسانی میمانند که اجازه ندادند ترس و هیجان، تصمیمات مالیشان را کنترل کند!
نه نوسانگیر باشید، نه اجازه بدید بازار نوسان شما رو بگیره. فقط آرام، منطقی و با برنامه حرکت کنید؛
@diamond_public