سیگنال دیاموند
در مورد اخبار دوستان سوال میپرسند؛ ما بهمن ۱۴۰۴، در مور | طلا
در مورد اخبار دوستان سوال میپرسند؛
ما بهمن ۱۴۰۴، در مورد مذاکرات، قبل از جنگ پیام توضیحات درج کردیم که مذاکره ای در کار نیست و جنگ حتمی است؛
درباره موج خبرهایی که این روزها از رسانههایی مثل الحدث، العربیه، آکسیوس و حتی بعضی رسانههای آمریکایی و عربی منتشر میشود، یک نکته بسیار مهم وجود دارد که باید با دقت به آن توجه کرد؛
بازارهای مالی برخلاف فضای مجازی و کانالهای خبری، با هیجان حرکت نمیکنند، بلکه بر اساس «واقعیتهای میدانی» تصمیم میگیرند. در 24 ساعت گذشته، دوباره شاهد انتشار خبرهایی درباره احتمال توافق ایران و آمریکا بودیم. رسانه الحدث مدعی شد مذاکرات وارد مرحله جدیدی شده، آکسیوس به نقل از باراک راوید نوشت که بعد از تماس تلفنی دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، فضای گفتگوها تغییر کرده و حتی در بعضی تحلیلها گفته شد نتانیاهو پس از این تماس «آشفته» بوده است....
اما سوال اصلی اینجاست؛
چنین تحلیلهایی دقیقاً بر چه اساسی مطرح میشود؟ آیا واقعاً یک خبرنگار میتواند از پشت یک تماس تلفنی متوجه وضعیت روحی نخستوزیر اسرائیل شود؟ بخش زیادی از این فضا بیشتر شبیه جنگ روانی و عملیات رسانهای است تا تحلیل دقیق سیاسی. اگر این اخبار وزن واقعی داشت، باید بازارها واکنش سنگینی نشان میدادند. در شرایطی که یک توافق واقعی و قطعی شکل بگیرد، طبیعتاً انتظار میرود قیمت دلار و طلا با افت محسوس مواجه شوند، اما آنچه امروز در بازار ایران دیده میشود، چنین چیزی را تایید نمیکند. دلار آزاد همچنان در محدوده 179 تا 180 هزار تومان معامله میشود و طلا نیز صرفاً نوسانات محدود و کنترلشدهای داشته است. این یعنی فعالان بزرگ بازار هنوز به این اخبار اعتماد کامل نکردهاند.
تنها بازاری که کاهش بیشتری را تجربه کرده، بازار «تتر» یا همان دلار دیجیتال بوده که در برخی صرافیها حتی تا محدوده 176 یا 177 هزار تومان هم پایین آمده است.
اما این موضوع بیشتر به رفتار هیجانی سرمایهگذاران خرد مربوط میشود. بخش زیادی از مردم عادی که وارد بازار ارز میشوند، از طریق تتر معامله میکنند و زمانی که موج خبرهای مثبت منتشر میشود، فروش هیجانی آغاز میشود. در چنین شرایطی، سیاست بسیاری از صرافیها و پلتفرمهای خرید و فروش این است که قیمت را پایینتر بیاورند تا بتوانند ارز را ارزانتر جمعآوری کنند. واقعیت این است که درآمد اصلی بسیاری از این پلتفرمها نه از کمیسیون، بلکه از اسپرد یا اختلاف قیمت خرید و فروش تامین میشود. یعنی هرچقدر فشار فروش بیشتر شود، آنها قیمت خرید را پایینتر میآورند تا بعداً همان دارایی را در قیمتهای بالاتر بفروشند. در ادبیات بازارهای مالی، به این رفتارها Panic Sell و Panic Buy گفته میشود؛ یعنی فروش و خرید هیجانی. زمانی که مردم ناگهان میبینند قیمت دلار یا تتر 3 تا 5 هزار تومان کاهش پیدا کرده، دچار ترس میشوند و دارایی خود را میفروشند. برعکس، وقتی خبر منفی منتشر میشود و بازار صعود میکند، بسیاری از افراد صرفاً از ترس جا ماندن وارد خرید میشوند.
ما بهمن ۱۴۰۴، در مورد مذاکرات، قبل از جنگ پیام توضیحات درج کردیم که مذاکره ای در کار نیست و جنگ حتمی است؛
درباره موج خبرهایی که این روزها از رسانههایی مثل الحدث، العربیه، آکسیوس و حتی بعضی رسانههای آمریکایی و عربی منتشر میشود، یک نکته بسیار مهم وجود دارد که باید با دقت به آن توجه کرد؛
بازارهای مالی برخلاف فضای مجازی و کانالهای خبری، با هیجان حرکت نمیکنند، بلکه بر اساس «واقعیتهای میدانی» تصمیم میگیرند. در 24 ساعت گذشته، دوباره شاهد انتشار خبرهایی درباره احتمال توافق ایران و آمریکا بودیم. رسانه الحدث مدعی شد مذاکرات وارد مرحله جدیدی شده، آکسیوس به نقل از باراک راوید نوشت که بعد از تماس تلفنی دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، فضای گفتگوها تغییر کرده و حتی در بعضی تحلیلها گفته شد نتانیاهو پس از این تماس «آشفته» بوده است....
اما سوال اصلی اینجاست؛
چنین تحلیلهایی دقیقاً بر چه اساسی مطرح میشود؟ آیا واقعاً یک خبرنگار میتواند از پشت یک تماس تلفنی متوجه وضعیت روحی نخستوزیر اسرائیل شود؟ بخش زیادی از این فضا بیشتر شبیه جنگ روانی و عملیات رسانهای است تا تحلیل دقیق سیاسی. اگر این اخبار وزن واقعی داشت، باید بازارها واکنش سنگینی نشان میدادند. در شرایطی که یک توافق واقعی و قطعی شکل بگیرد، طبیعتاً انتظار میرود قیمت دلار و طلا با افت محسوس مواجه شوند، اما آنچه امروز در بازار ایران دیده میشود، چنین چیزی را تایید نمیکند. دلار آزاد همچنان در محدوده 179 تا 180 هزار تومان معامله میشود و طلا نیز صرفاً نوسانات محدود و کنترلشدهای داشته است. این یعنی فعالان بزرگ بازار هنوز به این اخبار اعتماد کامل نکردهاند.
تنها بازاری که کاهش بیشتری را تجربه کرده، بازار «تتر» یا همان دلار دیجیتال بوده که در برخی صرافیها حتی تا محدوده 176 یا 177 هزار تومان هم پایین آمده است.
اما این موضوع بیشتر به رفتار هیجانی سرمایهگذاران خرد مربوط میشود. بخش زیادی از مردم عادی که وارد بازار ارز میشوند، از طریق تتر معامله میکنند و زمانی که موج خبرهای مثبت منتشر میشود، فروش هیجانی آغاز میشود. در چنین شرایطی، سیاست بسیاری از صرافیها و پلتفرمهای خرید و فروش این است که قیمت را پایینتر بیاورند تا بتوانند ارز را ارزانتر جمعآوری کنند. واقعیت این است که درآمد اصلی بسیاری از این پلتفرمها نه از کمیسیون، بلکه از اسپرد یا اختلاف قیمت خرید و فروش تامین میشود. یعنی هرچقدر فشار فروش بیشتر شود، آنها قیمت خرید را پایینتر میآورند تا بعداً همان دارایی را در قیمتهای بالاتر بفروشند. در ادبیات بازارهای مالی، به این رفتارها Panic Sell و Panic Buy گفته میشود؛ یعنی فروش و خرید هیجانی. زمانی که مردم ناگهان میبینند قیمت دلار یا تتر 3 تا 5 هزار تومان کاهش پیدا کرده، دچار ترس میشوند و دارایی خود را میفروشند. برعکس، وقتی خبر منفی منتشر میشود و بازار صعود میکند، بسیاری از افراد صرفاً از ترس جا ماندن وارد خرید میشوند.