بیزینس در تله نوسان‌گیری پاداش به «نقدشوندگی» و جریمه برای «دارایی‌های منجمد»

امروز افزایش قیمت ارز برای بیزینس‌های فاقد استراتژی، یک «حکم جریمه» است. بازار با افت شدید فروش، در حال تصفیه کسانی است که سواد مالی ندارند. در این میان، فضای مجازی با ترویجِ «توهم تکنیکال»، مدیران را از هسته‌ی مرکزی بیزینس دور کرده و به سمت نوسان‌گیری سوق داده است.

۱. عبور از افسانه‌ی مسکن: عبارت «مسکن خیانت نمی‌کند» بزرگترین دروغ مالی در شرایط فعلی است. کسی که نقدینگیِ عملیاتیِ بیزینس را در املاکِ غیرمولد قفل کرده، دچار خودزنی استراتژیک شده است. در اقتصادی که چرخه فروش کند شده، مسکن یک «دارایی منجمد» است که در لحظه‌ی نیاز، به دادِ کسب‌وکار نمی‌رسد.

۲. طلا؛ تنها پناهگاه نقدینگی: برخلاف مسکن، طلا در این بازار «پناهگاه» است؛ نه به خاطر سودش، بلکه به خاطر سرعتِ نقدشوندگی‌اش. صیانت از دارایی یعنی حفظ تعادل بین «موجودی کالا» و «ذخیره طلا». مدیری که این وزن را نشناسد و غرق در چارت‌های تکنیکالِ مجازی شود، بازنده‌ی قطعی است.

۳. بیزینس، قربانیِ نوسان‌گیری: بزرگترین ریسک، جا ماندن از قیمت طلا نیست؛ بلکه «غفلت از بیزینس» به بهانه‌ی نوسان‌گیری است. نوسان‌گیری «بیزینسِ پول» نیست، بلکه اتلافِ انرژیِ مدیریتی است. هدف اول باید صیانت از هسته‌ی اصلی کسب‌وکار باشد؛ طلا باید در خدمتِ بقای بیزینس باشد، نه جایگزین آن.
در این اقتصاد، پاداش به «نقدشوندگی» تعلق می‌گیرد. طلا پناهگاه است، نه مسکن. کسی که سرمایه در گردش را در آجر و سیمان حبس کند، در واقع حکم تعطیلی بیزینس خود را امضا کرده است. هوش مالی یعنی شناختِ دقیقِ دلار، طلا و مدیریت ریسک، پیش از آنکه تورم شما را از بازار حذف کند.

اگر بیزینس دارید، نقدشوندگی را فدای سودِ اسمیِ مسکن نکنید. در روز واقعه، طلا نقد می‌شود، اما مسکن فقط یک تماشاگر است.
بازگشت به صفحه اصلی